غزل شمارهٔ 3548
شاعر: صائب
Toggle stanza 1هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
11
هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
کف این بحر گهرخیز ید بیضا بود
22
نرسیدیم به جایی که ز پا بنشینیم
ساحل خار و خس ما کف این دریا بود
33
در فضایی که دل از تنگی جا می نالید
آسمان یک گره خاطر آن صحرا بود
44
بیشتر نوسفران طالع شهرت دارند
ورنه آوارگی ما، چه کم از عنقا بود؟
55
یک سر تیر ز ما سایه جدا می گردید
روزگاری که دل وحشی ما با ما بود
66
پیش ازان دم که رسد بحر به شیرازه موج
صف مژگان تو در دیده خونپالا بود
77
در غم این شادی ناآمده را می دیدیم
چهره صبح ز زلف شب ما پیدا بود
88
حسن یک جلوه مستانه درین بزم نکرد
تنگی حوصله ها مهر لب مینا بود
99
نرسیدیم به پروانه راحت صائب
خط آزادی ما نقش پر عنقا بود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

