Toggle stanza 1
آتش خشم به یاقوت مدارا چه کند؟
1

آتش خشم به یاقوت مدارا چه کند؟

تندی سیل به همواری دریا چه کند؟

2

بی مددکاری دل دست دعا بیکارست

تیشه بی بازوی فرهاد به خارا چه کند؟

3

نشود طول امل دام ره گرمروان

کشش رشته مریم به مسیحا چه کند؟

4

عقل را معرکه عشق کند طفل مزاج

نشود کودک ما محو تماشا، چه کند؟

5

گل ز یک خنده بیجا به زبانها افتاد

تا به آن غنچه دهن خنده بیجا چه کند

6

در نگیرد نفس شعله به خاکستر سرد

با دماغ من سودازده سودا چه کند؟

7

عشق در سینه ما گرد کدورت نگذاشت

نبرد سیل غبار از دل صحرا، چه کند؟

8

در مصافی که جگرداری رستم زال است

صائب خسته روان با تن تنها چه کند؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور