غزل شمارهٔ 3505

Toggle stanza 1
نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
1

نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند

این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند

2

کعبه چون جامه غیرت نکند بر تن چاک؟

رقم حسن خداداد به بتخانه زدند

3

پیشتر زان که کند لاله به خون چشم سیاه

چشم را پنجه خونین به در خانه زدند

4

دل سودازده از آب و گل عالم نیست

اشک شمع است به خاکستر پروانه زدند

5

حلقه در گوش سخن باش که از سین سخن

به سر زلف گرهگیر عدم شانه زدند

6

عوض گنج گهر، نقد دل درویشان

خواب امنی است که در گوشه ویرانه زدند

7

شهد فردوس کجا، چاشنی وصل کجا؟

راه اطفال به شیرینی افسانه زدند

8

صفحه ای را که سویداست بر او نقطه سهو

ساده لوحان رقم کعبه و بتخانه زدند

9

چشم بیدار ازان قوم طلب کن صائب

که سر زلف سخن را دل شب شانه زدند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور