غزل شمارهٔ 3505
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
11
نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند
22
کعبه چون جامه غیرت نکند بر تن چاک؟
رقم حسن خداداد به بتخانه زدند
33
پیشتر زان که کند لاله به خون چشم سیاه
چشم را پنجه خونین به در خانه زدند
44
دل سودازده از آب و گل عالم نیست
اشک شمع است به خاکستر پروانه زدند
55
حلقه در گوش سخن باش که از سین سخن
به سر زلف گرهگیر عدم شانه زدند
66
عوض گنج گهر، نقد دل درویشان
خواب امنی است که در گوشه ویرانه زدند
77
شهد فردوس کجا، چاشنی وصل کجا؟
راه اطفال به شیرینی افسانه زدند
88
صفحه ای را که سویداست بر او نقطه سهو
ساده لوحان رقم کعبه و بتخانه زدند
99
چشم بیدار ازان قوم طلب کن صائب
که سر زلف سخن را دل شب شانه زدند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

