غزل شمارهٔ 3493
شاعر: صائب
Toggle stanza 1بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
11
بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
که به زنار علایق کمر دل بستند
22
جلوه موج سراب است جهان در نظرش
چشم حق بین کسی را که ز باطل بستند
33
در جنت نگشایند به رویش فردا
بر رخ هرکه درین نشأه در دل بستند
44
شکوه اهل دل از عشق ندارد انجام
چون ننالد جرسی را که به محمل بستند؟
55
نشود پنجه تدبیر عنانگیر قضا
خار و خس کی ره امواج به ساحل بستند؟
66
رو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگان
دام از دیده خود در ره قاتل بستند
77
زود باشد که گشایند دهن را به سؤال
صائب آنان که در فیض به سایل بستند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

