غزل شمارهٔ 3473

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ادامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
1

تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد

هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد

2

چون دل از دامن صحرای جنون بردارم؟

که سرابم به نظر موج پریزاد آمد

3

در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر

ورنه از ناله من کوه به فریاد آمد

4

بر سر سرو چمن فاخته ای می لرزید

جنبش پر کلاه تو مرا یاد آمد

5

شهپر نصرت و اقبال مصور گردید

تا برون تیغ تو از بیضه فولاد آمد

6

خط پاکی است ز تاراج خزان هر برگش

هرکه چون سرو درین باغچه آزاد آمد

7

برمدار از لب خود مهر خموشی زنهار

که درین شیشه سربسته پریزاد آمد

8

بر سر خاک شهیدان تو نیایی، ورنه

نقش شیرین به سر تربت فرهاد آمد

9

زلف مشکین تو در دلشکنی بود علم

خط شبرنگ برای چه به امداد آمد؟

10

مستمال از رقم عزل نگشته است کسی

چون ز خط غمزه او بر سر بیداد آمد؟

11

صائب از ملک عدم این دل بی حاصل من

به چه امید به معموره ایجاد آمد؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور