غزل شمارهٔ 102

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ادامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
1

عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید

کوه غم بر دلم از محنت فرهاد آمد

2

بانگ زنجیر نهادند لقب بی خبران

آهن از ناله مجنون چو به فریاد آمد

3

گر نه شمشاد گل اندام من از باغ گذشت

چون صبا همدم بوی گل و شمشاد آمد

4

آدمیزاده بتان آفت اهل نظرند

آفت جان من آن شوخ پریزاد آمد

5

چون زره گشت مشبک سپر سینه مرا

بر دلم بس که ازو ناوک بیداد آمد

6

هوشیاران جهان بنده حرص و املند

ای خوش آن مست کزین بندگی آزاد آمد

7

نکته عشق به هنجار که گوید در شعر

غیر جامی که درین هر دو فن استاد آمد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور