غزل شمارهٔ 102
Poet: Jami
Toggle stanza 1عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
کوه غم بر دلم از محنت فرهاد آمد
بانگ زنجیر نهادند لقب بی خبران
آهن از ناله مجنون چو به فریاد آمد
گر نه شمشاد گل اندام من از باغ گذشت
چون صبا همدم بوی گل و شمشاد آمد
آدمیزاده بتان آفت اهل نظرند
آفت جان من آن شوخ پریزاد آمد
چون زره گشت مشبک سپر سینه مرا
بر دلم بس که ازو ناوک بیداد آمد
هوشیاران جهان بنده حرص و املند
ای خوش آن مست کزین بندگی آزاد آمد
نکته عشق به هنجار که گوید در شعر
غیر جامی که درین هر دو فن استاد آمد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 173
تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3473
دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد
رنگ پیمانه زدم شیشه به فریاد آمد
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 154
Sources
Persian text source: Ganjoor

