غزل شمارهٔ 3458

Toggle stanza 1
کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
1

کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟

حرکت لازمه قبله نما می باشد

2

دیده عالمی از خواب، دم صبح گشود

نفس صافدلان عقده گشا می باشد

3

هر غمی هست به انجام رسد در دو سه روز

غم روزی است که سی روز به جا می باشد

4

پرده فقر دریدن گل بیحوصلگی است

خرقه ما چو زره زیر قبا می باشد

5

عاشقان را نبود در جگر سوخته آه

دانه سوخته بی نشو و نما می باشد

6

هرکه خود را به تمامی شکند شهره شود

مه چو باریک شد انگشت نما می باشد

7

پیروان را نگرانی نبود از دنبال

دیده راهنمایان به قفا می باشد

8

از خودی در ته سنگ است ترا پا، ورنه

هرکه از خویش برآمد همه جا می باشد

9

خون کند در جگر تیغ حوادث صائب

عاجزی را که سپر دست دعا می باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور