Toggle stanza 1
هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند
1

هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند

بوشناسان به نسیم سحر آویخته اند

2

بهر فردوس گروهی که ز دنیا گذرند

از هوایی به هوای دگر آویخته اند

3

رگ خامی رسن گردن منصور شده است

میوه پخته کجا از شجر آویخته اند؟

4

پرده بردار که چون ابر پریشان گردد

هر حجابی که ز پیش نظر آویخته اند

5

تا به آن موی میان کس نتواند ره برد

زلف مشکین ترا تا کمر آویخته اند

6

چشم شوخ تو به عیب دگران مشغول است

ورنه صد آینه در رهگذر آویخته اند

7

غافلند از دل پر آبله خود صائب

ساده لوحان که به عقد گهر آویخته اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور