غزل شمارهٔ 3464
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دل پیران کهنسال غمین می باشد
11
دل پیران کهنسال غمین می باشد
قامت خم شده را داغ نگین می باشد
22
در دل هرکه بود خرده رازی مستور
همچو دریای گهر تلخ جبین می باشد
33
از لب ساغر می راز تراوش نکند
ساکن کوی خرابات امین می باشد
44
یاد رخسار تو هم آتش بی زنهارست
رتبه حسن گلوسوز همین می باشد
55
خال در کنج لب و گوشه چشم است مقیم
دزد پیوسته طلبکار کمین می باشد
66
دهن خویش مکن باز به دریا صائب
که غذای صدف از در ثمین می باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

