غزل شمارهٔ 3462
شاعر: صائب
Toggle stanza 1شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
صحبت راست روان راست نیاید با چرخ
تیر یک لحظه در آغوش کمان می باشد
بی ندامت نبود صحبت بی حاصل خلق
شمع در انجمن انگشت گزان می باشد
جگر غنچه ز همصبحتی خار گداخت
غم به دلهای سبکروح گران می باشد
عشق هرچند که در نام و نشان ممتازست
طالب مردم بی نام و نشان می باشد
حسن را در دم خط ناز و غرور دگرست
خواب در وقت سحرگاه گران می باشد
خط برآورد و همان چهره او ساده نماست
در صفا جوهر آیینه نهان می باشد
در خموشی نشود جوهر مردم ظاهر
صائب این گنج نهان زیر زبان می باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
حسرت تیر در آغوش کمان میباشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1215
راحت دل ز نفس بالفشان میباشد
آب این آینه چون باد روان میباشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1216
پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
نیست بی سلسله تا آب روان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3460
دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
آب از قوت سرچشمه روان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3461
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

