غزل شمارهٔ 3500
شاعر: صائب
Toggle stanza 1قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
11
قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
پای رفتار شکستند و عنانم دادند
22
آب را در جگر سنگ حصاری کردند
جگری تشنه تر از ریگ روانم دادند
33
ظاهر و باطن من آینه یکدگرند
سینه ای صافتر از آب روانم دادند
44
چشم پوشیده تماشای رخش می کردم
به چه تقصیر دو چشم نگرانم دادند؟
55
خامه ام، گفت و شنیدم به زبان دگری است
من چه دانم چه سخنها به زبانم دادند
66
سالها در پی بی نام و نشانان رفتم
تا به سر منزل مقصود نشانم دادند
77
لب پرخنده گرفتند گر از من صائب
به تلافی مژه اشک فشانم دادند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

