غزل شمارهٔ 3500

Toggle stanza 1
قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
1

قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند

پای رفتار شکستند و عنانم دادند

2

آب را در جگر سنگ حصاری کردند

جگری تشنه تر از ریگ روانم دادند

3

ظاهر و باطن من آینه یکدگرند

سینه ای صافتر از آب روانم دادند

4

چشم پوشیده تماشای رخش می کردم

به چه تقصیر دو چشم نگرانم دادند؟

5

خامه ام، گفت و شنیدم به زبان دگری است

من چه دانم چه سخنها به زبانم دادند

6

سالها در پی بی نام و نشانان رفتم

تا به سر منزل مقصود نشانم دادند

7

لب پرخنده گرفتند گر از من صائب

به تلافی مژه اشک فشانم دادند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor