غزل شمارهٔ 3499
شاعر: صائب
Toggle stanza 1داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
11
داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
سرمه خامشی از نقطه ذاتم دادند
22
گرد راه عدم از خویش نیفشانده هنوز
تنگ چشمان حوادث به براتم دادند
33
منم آن رهرو لب تشنه که از صدق طلب
هم ز تبخاله خود آب حیاتم دادند
44
گرچه از عشق کشیدند به صد بند مرا
از گرفتاری ایام نجاتم دادند
55
آخر کار من و بید تهیدست یکی است
که پس از خشک شدن آب نباتم دادند
66
چشم بر هرچه درین باغ گشودم صائب
یاد ازان دلبر شیرین حرکاتم دادند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

