باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 5303تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5304سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5305می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره ام

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5306با کمال محرمی محرم ازان رخساره ام

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5307داشت از طفلی جنون جا در دل آواره ام

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5308نو خطان را بر سر نازآورد نظاره ام

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5309آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه‌ام

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5310بر دل نازک گرانی می‌کند اندیشه‌ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5311چشم سوزن خیره گردد از صفای خرقه ام

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5312شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5313بس که باشد شکوه های آتشین در نامه ام

17 اشعار

غزل شمارهٔ 5314بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5315از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌ام

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5316مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5317نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5318در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5319ساغر می کی بشوید گرد غم از سینه‌ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5320نیست از گردون غباری بر دل بی‌کینه‌ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5321صاف چون صبح است با عالم دل بی‌کینه‌ام

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5322بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5323کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5324شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5325گفتگوی عشق را من در میان انداختم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5326زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5327از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5328از هوای تر بر افروزد چراغ عشرتم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5329راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5330من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5331گرچه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5332گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5333شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم

آڈیو
19 اشعار

غزل شمارهٔ 5334تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم

23 اشعار

غزل شمارهٔ 5335من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5336چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5337شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5338در غریبی گشت صرف نامجویی چون عقیق

20 اشعار

غزل شمارهٔ 5339یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5340یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5341گرچه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5342یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5343یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5344گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5345از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5346می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5347گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5348گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5349می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5350سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5351کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5352خال را سرمایه زلف پریشان یافتم

23 اشعار