غزل شمارهٔ 5340
Toggle stanza 1یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم
11
یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم
آبرویی همچو شبنم در گلستان داشتم
22
باغبان بی رخصت من گل نمی چید از چمن
امتیازی در میان عندلیبان داشتم
33
شاخ گل یک آب خوردن غافل از حالم نبود
برگ بخت سبز برسر در گلستان داشتم
44
هر سحر کز خار خار عشق می جستم زجا
همچو گل بر سینه صد زخم نمایان داشتم
55
این زمان آمد سرم بر سنگ ورنه پیش ازین
بالش آسایش از زانوی جانان داشتم
66
بوی گل بیرون نمی برد از چمن دزد نسیم
پاسبانی در بن هر خار پنهان داشتم
77
سرمه را دست خموشی بر دهان من نبود
راه حرفی پیش آن چشم سخندان داشتم
88
هر غباری کز سرکوی تو می رفتم به چشم
منت روی زمین بر دوش مژگان داشتم
99
صائب آن روزی که می خندیدم از وصلش چو صبح
کی خبر از روزگار شام هجران داشتم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

