غزل شمارهٔ 5312
Toggle stanza 1شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام
11
شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام
سبزه خوابیده در گلشن نماند از ناله ام
22
گردد از سرگشتگی دوران عیش من تمام
در بساط آفرینش شعله جواله ام
33
شد غبارم سرمه چشم غزالان و هنوز
چشم لیلی بر نمی دارد سراز دنباله ام
44
یک سر ناخن ز خار این چمن ممنون نیم
تازه رو از خون خود دایم چو داغ لاله ام
55
با سبکروحان گرانی کردن از انصاف نیست
جلوه شبنم کند بر چهره گل ژاله ام
66
گوهر سیراب را عین الکمالی لازم است
نیست از سوز جگر برگرد لب تبخاله ام
77
گرچه دایم در کنارم بود آن ماه تمام
رفت در خمیازه آغوش عمر هاله ام
88
در گلستانی که من صائب نواسنجی کنم
گوش گل چون لاله گردد داغدار از ناله ام
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

