غزل شمارهٔ 5309

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یشهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه‌ام
1

آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه‌ام

بیستون کان زمرد شد زآب تیشه‌ام

2

غوطه در خون زد سپهر از ناخن اندیشه‌ام

بیستون یک دانه یاقوت شد از تیشه‌ام

3

داغ جانسوزی بود هر نقطه‌ای از کلک من

دیده شیرست کرم شب‌چراغ بیشه‌ام

4

از گلابم در فلک‌ها شیشه‌ای خالی نماند

می‌گدازد دل همان در بوته اندیشه‌ام

5

آن سبکدستم که چون در بیستون رو آورم

چون سپند از جای خیزد پیش پای تیشه‌ام

6

مطرب و ساقی نمی‌خواهد دل پرشور من

باده منصور برمی‌آرد از خود شیشه‌ام

7

تا چه گل‌ها سایه‌ام در دامن گردون کند

کوچه باغ خلد شد مغز زمین از ریشه‌ام

8

شوربختی بین که باصد شکرستان حسن او

هم به خون من کند شیرین دهان تیشه‌ام

9

چون کشم در گوش صائب حلقه فرمان عقل

من که از زناریان عشق کافرپیشه‌ام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور