غزل شمارهٔ 5314

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام
1

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

2

صبر من از خارخار شوق پا بر جا نماند

ریشه از دندان موران داشت دایم دانه‌ام

3

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

نور را در خواب چشم روزن کاشانه‌ام

4

تا شنیدم کز ندیمان حریم خواب اوست

از ته دل تا قیامت دشمن افسانه‌ام

5

من کجا و طالع برگرد سر گشتن کجا

شمع چون گل می‌کند گل می‌کند پروانه‌ام

6

نیست امید برومندی ازین طالع مرا

هم مگر زنگار روزی سبز سازد دانه‌ام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانه‌ام

سوختن خرمن کنید از حاصل پروانه‌ام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1989

برگ خودداری مجویید از دل دیوانه‌ام

ریشه‌ها دارد چو اشک از بیقراری دانه‌ام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1990

تا دچار نازکرد آن نرگس مستانه‌ام

شوق جوشی زد که من پنداشتم میخانه‌ام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1991

شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌ام

چون گهر در موج دریا ربشه دارد دانه‌ام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1992

می‌دهد زیب عمارت از خرابی خانه‌ام

آب در آیینه دارد سیل در ویرانه‌ام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1995

از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌ام

می‌کشد از لفظ دامن معنی بیگانه‌ام

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5315

مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ

هرکه می‌سازد درین محفل ز خود بیگانه‌ام

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5316

نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام

در بهاران از زمین سر بر نیارد دانه‌ام

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5317

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور