Toggle stanza 1
سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام
1

سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام

تا چنین صافی دل و روشن روان گردیده ام

2

سبز گردیده است چون طوطی پروبالم ز زهر

تا درین عبرت سرا شیرین زبان گردیده ام

3

استخوانم را هما تعویذ بازو می کند

تا نشان تیر آن ابرو کمان گردیده ام

4

هر گلی داغی و هر خاری زبان شکوه ای است

گرد این گلزار چون آب روان گردیده ام

5

زندگی در چار دیوار عناصر چون کنم

من که در دامان دشت لامکان گردیده ام

6

سایه من گرچه می بخشد سعادت خلق را

از جهان قانع به مشتی استخوان گردیده ام

7

نیست آبی غیر آب تیغ با من سازگار

من که از زخم نمایان گلستان گردیده ام

8

ذره ام اما ز فیض داغ عالمسوز عشق

روشنی بخش زمین و آسمان گردیده ام

9

بی دماغی صائب از عالم مرا بیگانه کرد

با که سازم من که از خود دلگران گردیده ام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور