غزل شمارهٔ 5348
Toggle stanza 1گر در اقلیم رضا کاشانهای میداشتم
11
گر در اقلیم رضا کاشانهای میداشتم
در بهشت نقد اینجا خانهای میداشتم
22
کرد تنهایی به من این خاکدان را دلنشین
میشدم آواره گر همخانهای میداشتم
33
میکشیدم قامت همچون خدنگش را به بر
چون کمان من هم اگر سر خانهای میداشتم
44
بیسرانجامی مرا دارد مسلمان اینچنین
میشدم کافر اگر بتخانهای میداشتم
55
باعث آزادی چندین دبستان طفل شد
کاش من هم طالع دیوانهای میداشتم
66
نامه اعمال را زین بیش میکردم سیاه
گر امید گریهٔ مستانهای میداشتم
77
گرد ویرانی نمیگردید از جایی بلند
در خور سیلاب اگر ویرانهای میداشتم
88
از نزول غم نمیشد خانه یک دل خراب
گر به قدر درد و غم کاشانهای میداشتم
99
آنچه از خون جگر در کاسه من کرد چرخ
جمع اگر میساختم میخانهای میداشتم
1010
میتوانستم گره صائب به بال برق زد
گربه کشت خود امید دانهای میداشتم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

