باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 801گر سرم خاک گشت بر در تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 802چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 803زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 804شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 805روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 806چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 807من کیستم که چشم گشایم به روی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 808گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 809داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 810ای دل و دیده هر دو خانه تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 811تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 812زهی چشم جهان بین روشن از تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 813من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 814ای دل من صید دام زلف تو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 815گر به پای سرو بخرامد قد رعنای او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 816آن ترک نیم مست که جان شد خراب او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 817غمزه ات کز سعی چشم است این همه بیداد او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 818یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 819حبذا پیر مغان کز فیض جام پاک او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 820مرغ جان کردی هوای دانه های خال او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 821آن سرو که شادند جهانی به غم او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 822نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 823بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 824می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 825چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او

7 اشعار

غزل شمارهٔ 826ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 827دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 828ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مرو

5 اشعار

غزل شمارهٔ 829ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 830خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو

7 اشعار

غزل شمارهٔ 831ای جاودان به صورت اعیان برآمده

17 اشعار

غزل شمارهٔ 832گشاد از چهره مشکین برقع آن مه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 833به لطف قد ره دلها زد آن مه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 834ای ز همه صورت خوب تو به

7 اشعار

غزل شمارهٔ 835سیب زنخدان تو را به ز به

7 اشعار

غزل شمارهٔ 836میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به

7 اشعار

غزل شمارهٔ 837ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 838آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 839اینک سوار می رسد آن ترک کج کلاه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 840آن دو رخ را که نبینیم مگر ماه به ماه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 841همچو شمعم به زبان شعله زند آتش آه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 842حلقه زلفش گشاد باد سحرگاه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 843رمید آن آهوی مشکین ز من آه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 844دلم شبها کشد زان دام زلف آه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 845ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه

5 اشعار

غزل شمارهٔ 846منع سماع نغمه نی می کند فقیه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 847حدیث جم و جام لاغ است و لابه

7 اشعار

غزل شمارهٔ 848آن که بالای تو را افراخته

7 اشعار

غزل شمارهٔ 849ای خطت نقشی ز نو انگیخته

7 اشعار

غزل شمارهٔ 850رسید از ره آن شاه خوبان پیاده

7 اشعار