Toggle stanza 1
ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو
1

ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو

با غمزه و چشم تو دل قربان یکی قصاب دو

2

مقصود ما زان ابروان باشد سجود روی تو

قبله نباشد جز یکی گرچه بود محراب دو

3

بگشای برقع زان دو رخ تا چشم انجم بر زمین

بیند به عکس آسمان خورشید عالمتاب دو

4

تنها یکی تن چون کشم از تو عنان دل چنین

کز زلف مشکین سوی او افکنده ای قلاب دو

5

در گلستان حسن ازان بالا و رخسار و جبین

یک شاخ نازک بین کزو رسته گل سیراب دو

6

جانم فدای ساقیی کان دم که نوشم جام می

نقل از دهان و لب دهد پسته یکی عناب دو

7

شد هوش جامی زان دو لب مستی بلی زود آورد

بزمی که شد گردان در او جام شراب ناب دو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور