غزل شمارهٔ 850

شاعر: جامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: اده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
رسید از ره آن شاه خوبان پیاده
1

رسید از ره آن شاه خوبان پیاده

قبا چست کرده کله کج نهاده

2

پی قتل عشاق ز ابرو و غمزه

کمانی کشیده خدنگی گشاده

3

ز روی زمین چون قدم برگرفته

جهانی به خدمت زمین بوسه داده

4

سرشکم که هرگز ستادن نداند

چو با خاک پایش رسیده ستاده

5

پری و آدمی قاصرند از جمالش

همانا که از ماه و خورشید زاده

6

سگ آستان نیازم که دارم

به گردن ز طوق وفایش قلاده

7

مزن بهر بیگانگان فال عشقش

که این قرعه بر نام جامی فتاده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور