Toggle stanza 1
نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او
1

نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او

حسب حال بلبل و شرح دل پر خون او

2

قصد لیلی باشد از جعد مسلسل عرض حسن

زان چه غم دارد که گردد بیدلی مجنون او

3

خضر را خواهی که بینی بر لب آب حیات

خط سبزارنگ بین گرد لب میگون او

4

چون به میزان لطافت نیست وزنی سرو را

چند خود را برکشد پیش قد موزون او

5

آن مسیحا لب شفای رنج ما داند ولی

نیست تدبیر علاج اهل دل قانون او

6

گرچه در هستی دهانش از سر مویی کم است

یک سر مو کم مباد از حسن روزافزون او

7

گو مکش جامی در افسون سخن بیهوده رنج

کان پریرخ را فراغت بینم از افسون او

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور