غزل شمارهٔ 818

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اراو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او
1

یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او

یا به هر یک چند روزی کن مرا دیدار او

2

سوخت جانم از سموم هجر کو آن دولتم

تا بیاسایم دمی در سایه دیوار او

3

ره چه پیمایم به کوی زهد چون خواهد زدن

بار دیگر راه من لطف قد و رفتار او

4

شد سرم در ره شکاف از زخم نعل توسنش

مرهم آن چیست سم مرکب رهوار او

5

عاشق مهجور را بر رخ روان آن اشک نیست

می رود خونابه ای از سینه افگار او

6

کوهکن را صوت جان افزای مطرب گو مباش

کارغنون ساز است کوه از ناله های زار او

7

کار جامی در هم از انکار اهل درد شد

ناصحا بر خویش رحمی کن مکن انکار او

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور