غزل شمارهٔ 346
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
11
گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
چون ز ما پنهان کند هر ساعتی دیدار او
22
یک زمان در هجر و وصل او شود خرم دلم
این چه آفت رفت یارب بر من از دیدار او
33
غمزهٔ غماز او چون میرباید جان و دل
گر نشد جادو به رخ آن طرهٔ طرار او
44
گر نیابم وصل رویش باشد از وی اینقدر
عمر یارب میگذارم در غم تیمار او
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او
یا به هر یک چند روزی کن مرا دیدار او
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 818
دیده روشن می شود از خط عنبر یار او
می برد زنگ از دل آیینه ها زنگار او
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6447
بوسه ریزد گاه حرف از لعل شکربار او
جنگ باشد گوش و لب را بر سر گفتار او
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6448
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

