غزل شمارهٔ 347

Toggle stanza 1
ای جهانی پر از حکایت تو
1

ای جهانی پر از حکایت تو

گه ز شکر و گه از شکایت تو

2

برگشاده به عشق و لاف زبان

خویشتن بسته در حمایت تو

3

ای امیری که بر سپهر جمال

آفتابست و ماه رایت تو

4

هست بی تحفهٔ نشاط و طرب

آنکه او نیست در حمایت تو

5

هر سویی تافتم عنان طلب

جز عنانیست بی‌عنایت تو

6

جان و دل را همی نهیب رسد

زین ستمهای بی نهایت تو

7

ای همه ساله احسن الحسنی

در صحیفهٔ جمال آیت تو

8

در وفا کوش با سنایی از آنک

چند روزست در ولایت تو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور