غزل شمارهٔ 834

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

قافیہ: ه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای ز همه صورت خوب تو به
1

ای ز همه صورت خوب تو به

صورک الله علی صورته

2

روی تو آیینه حق بینی است

در نظر مردم خودبین منه

3

بلکه حق آیینه و تو صورتی

وهم دویی را به میان ره مده

4

صورت از آیینه نباشد جدا

انت به متحد فانتبه

5

هر که سر رشته وحدت نیافت

پیش وی این نکته بود مشتبه

6

رشته یکی دان و گره صد هزار

کیست کزین رشته گشاید گره

7

هر که چو جامی به گره بند شد

گر به سر رشته رود باز به

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور