غزل شمارهٔ 846
Toggle stanza 1منع سماع نغمه نی می کند فقیه
11
منع سماع نغمه نی می کند فقیه
بیچاره پی نبرد به سر نفخت فیه
22
می ده به بانگ نی که ندارم به فر عشق
پروای ریش محتسب و سبلت فقیه
33
واعظ به طعن باده پرستان زبان گشاد
یارب تویی پناه من از شر آن سفیه
44
ماییم و تیه هجر تو ای چشمه حیات
یادی بکن ز حال جگرتشنگان تیه
55
تشبیه می کنند رخت را به مه ولی
با او به هیچ وجه نمی بینمت شبیه
66
گفتی تو را به رشته جان آتش افکنم
چون شمع می کند دل من زین نشاط پیه
77
جامی حریم کوی مغان کعبه صفاست
طوبی لساکنیه و بشری لزایریه
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

