Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 851ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد
7 couplets
غزل شمارهٔ 852خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
7 couplets
غزل شمارهٔ 853ای همرهان که آگه از آن رفته منید
7 couplets
غزل شمارهٔ 854دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد
7 couplets
غزل شمارهٔ 855دل باز سوی آن بت بدخو چه می رود؟
9 couplets
غزل شمارهٔ 856عمرم در آرزویِ تو رفتهست و میرود
7 couplets
غزل شمارهٔ 857افسوس ازین حیات که بر باد میرود
10 couplets
غزل شمارهٔ 858باز آن سوار مست به نخچیر می رود
10 couplets
غزل شمارهٔ 859چشم تو خفته ایست که در خواب می رود
7 couplets
غزل شمارهٔ 860دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
10 couplets
غزل شمارهٔ 861این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
9 couplets
غزل شمارهٔ 862سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
6 couplets
غزل شمارهٔ 863شبها اسیر دردم و خوابم نمیبرد
10 couplets
غزل شمارهٔ 864سیمین زنخ که طره عنبرفشان برد
9 couplets
غزل شمارهٔ 865آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
8 couplets
غزل شمارهٔ 866عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد
7 couplets
غزل شمارهٔ 867ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
9 couplets
غزل شمارهٔ 868هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
7 couplets
غزل شمارهٔ 869هر روز چشم من به جمالی فرو شود
11 couplets
غزل شمارهٔ 870دل رفت و آرزوی تو از دل نمیشود
7 couplets
غزل شمارهٔ 871کاری ست در سرم که به سامان نمی شود
7 couplets
غزل شمارهٔ 872زان گل که اندکی بته مشک ناب شد
8 couplets
غزل شمارهٔ 873بر من کنون که بی تو جهان تیره فام شد
9 couplets
غزل شمارهٔ 874باز این دلم خدنگ بلا را نشانه شد
9 couplets
غزل شمارهٔ 875گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد
9 couplets
غزل شمارهٔ 876از حال مات هیچ حکایت نمیرسد
6 couplets
غزل شمارهٔ 877باد صبا ز نافهٔ چینت نمیرسد
8 couplets
غزل شمارهٔ 878یاری کس از کرشمه و خوبی نشان بود
9 couplets
غزل شمارهٔ 879ترکی و خوبروی، کسی کاینچنین بود
11 couplets
غزل شمارهٔ 880مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
7 couplets
غزل شمارهٔ 881چشمت که قصد جان من ناتوان کند
7 couplets
غزل شمارهٔ 882شوخی نگر که آن بت عیار میکند
7 couplets
غزل شمارهٔ 883تا چین زلف بر رخ دلدار نشکند
9 couplets
غزل شمارهٔ 884چون طره تو سلسله بر یاسمین نهد
8 couplets
غزل شمارهٔ 885چشم فسونگر تو که داد فسون دهد
7 couplets
غزل شمارهٔ 886هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند
8 couplets
غزل شمارهٔ 887یک روز یار اگر قدمی سوی من زند
6 couplets
غزل شمارهٔ 888آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد
9 couplets
غزل شمارهٔ 889شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
5 couplets
غزل شمارهٔ 890به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید
7 couplets
غزل شمارهٔ 891چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
7 couplets
غزل شمارهٔ 892چو تُرک مست من آلودهی شراب درآید
9 couplets
غزل شمارهٔ 893دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابد
9 couplets
غزل شمارهٔ 894مهی گذشت که چشمم خبر ز خواب ندارد
7 couplets
غزل شمارهٔ 895کمند زلف تو عشاق را به کوی تو آرد
9 couplets
غزل شمارهٔ 896مبند دل به جهان کاین جهان پشیز نیر زد
7 couplets
غزل شمارهٔ 897از آنگهی که گشادم به رویت این نظر خود
7 couplets
غزل شمارهٔ 898ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسید
9 couplets
غزل شمارهٔ 899گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 900ز گشت مست رسید و به هوش خویش نبود
8 couplets

