Toggle stanza 1
شوخی نگر که آن بت عیار می‌کند
1

شوخی نگر که آن بت عیار می‌کند

دل را به بند زلف گرفتار می‌کند

2

هردم به شیوه‌ای ز کسی می‌برد دلی

در حلقه‌های زلف نگونسار می‌کند

3

دشمن دریغ بود که ره یافت پیش دوست

حیف است گل که همدمی خار می‌کند

4

انکار عشقبازی ما می‌کنند خلق

ما خاک آن کسیم که این کار می‌کند

5

تا دید شیخ رونق بازار عاشقان

هر بامداد خرقه به بازار می‌کند

6

جز عقل عاقلان نکند صید چشم تو

مست است و قصد مردم هشیار می‌کند

7

در خورد دوست نیست نثار سر و ترا

خسرو سری که دارد ایثار می‌کند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor