Toggle stanza 1
باد صبا ز نافهٔ چینت نمی‌رسد
1

باد صبا ز نافهٔ چینت نمی‌رسد

بویی به عاشقان غمینت نمی‌رسد

2

خاک توییم و چشم تو بر ما نمی‌فتد

ماهی و پرتوی به زمینت نمی‌رسد

3

شمعی که آسمان و زمین زو منورند

در روشنی به عکس جبینت نمی‌رسد

4

گفتم که کام دل بستانم ز لعل تو

دستم به پستهٔ شکرینت نمی‌رسد

5

ای دُرجِ لعلِ دوست، مگر خاتمِ جمی

زین‌سان که دستِ کس به نگینت نمی‌رسد؟!

6

هرگز تو را چنان‌که تویی کس نشان نداد

پای گمان به حد یقینت نمی‌رسد

7

مفتی، مپوی بر درِ زندان که امر و نهی

بر عاشقانِ بی دل و دینت نمی‌رسد

8

با خار ساز، خسرو، اگر گل به دست نیست

کز گلشن زمانه جز اینت نمی‌رسد

Sources

Persian text source: Ganjoor