غزل شمارهٔ 857
Toggle stanza 1افسوس ازین حیات که بر باد میرود
11
افسوس ازین حیات که بر باد میرود
کآیین ما نه بر روش داد میرود
22
هردم ز من که پیروی دیو میکنم
بر آسمان فرشته به فریاد میرود
33
وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟
سیل منش چنین که ز بنیاد میرود
44
زاهد به پند دادن و بیچاره مست را
خاطر به سوی لعبت ناشاد میرود
55
گاه خمار صد نیت توبه میکنم
چون ساقی آمد آن همه از یاد میرود
66
ای من غلام دولت آن نیک بندهای
کز بندگی نفس بد آزاد میرود
77
ضایع مکن به خنده و بازی به سان گل
این پنجروزه عمر که بر باد میرود
88
ای نفس، پند گیر که اختر به گردش است
ای مرغ، هوش دار که صیاد میرود
99
آهسته نِهْ به روی زمین پای، کآدمی
بر روی شاهدان پریزاد میرود
1010
زخم زبان خسرو اثر کی کند ترا؟
نی، خود سخن به تیشه فرهاد میرود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

