غزل شمارهٔ 852
Toggle stanza 1خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
جانند یا فرشته و یا روح اعظمند
زان انگبین چه ناله کنی، زانکه دائما
مرغان عرش بر مگس از شهد بر مکند
خوانید روح وامق و مجنون وویس را
کایشان درون پرده این راز محرمند
ای سلسبیل راحت و ای چشمه حیات
بر تشنگان سوخته لطفی که در همند!
زاغان نمی زنند به کویت که می خورند
مشتاق را که سوخته آتش غمند
هر شب منم ز نقش خیال تو در گریز
چون بوم و شپرک که ز خورشید می رمند
خسرو که زنده نیست، نصیحت چه می کنند؟
باد مسیح بر سگ مرده چه می دمند؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
می گفت دی خطیب که خواهم نشان شاه
تا اسب من ز ایلچیان کم کشد گزند
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 49
ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند
زان یار جنگجوی و نگار جفاپسند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 261
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 180
این ابلهان که بیسببی دشمن منند
بس بُلفضول و یافهدرای و زَنَخ زنند
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 46 - در مذمت دشمنان و جاهلان
از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
عمر دوباره یافت ز راه گداز قند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4154
وقت است نوبهار در عیش وا کند
باغ از شکوفه خنده دندان نما کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4173
Sources
Persian text source: Ganjoor

