Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 801هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
11 couplets
غزل شمارهٔ 802نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
9 couplets
غزل شمارهٔ 803باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
6 couplets
غزل شمارهٔ 804دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید
9 couplets
غزل شمارهٔ 805غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
9 couplets
غزل شمارهٔ 806من نشنیدم که خط بر آب نویسند
5 couplets
غزل شمارهٔ 807صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
7 couplets
غزل شمارهٔ 808از در من دوش کان نگار در آمد
7 couplets
غزل شمارهٔ 809روی نکو بی وجود ناز نباشد
9 couplets
غزل شمارهٔ 810دلبر من دوش که مهمان رسید
7 couplets
غزل شمارهٔ 811هر که به دنباله کامی بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 812گل به تماشای چمن می رود
7 couplets
غزل شمارهٔ 813عشق تو هر لحظه فزون میشود
9 couplets
غزل شمارهٔ 814گر جام غم فرستی، نوشم که غم نباشد
9 couplets
غزل شمارهٔ 815سروی چو قامت تو در بوستان نباشد
5 couplets
غزل شمارهٔ 816من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد
11 couplets
غزل شمارهٔ 817چندان که یار ما را در حسن ناز باشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 818ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 819در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
6 couplets
غزل شمارهٔ 820هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد
9 couplets
غزل شمارهٔ 821بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید
10 couplets
غزل شمارهٔ 822چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آید
9 couplets
غزل شمارهٔ 823هر بار کان پریوش در کوی من در آید
7 couplets
غزل شمارهٔ 824امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 825گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند
9 couplets
غزل شمارهٔ 826دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 827مستان چشم اویم از ما خمار ناید
7 couplets
غزل شمارهٔ 828چشم ز دوری تو دور از تو خون فشاند
9 couplets
غزل شمارهٔ 829زلفت که هر خم از وی در شانه می نگنجد
7 couplets
غزل شمارهٔ 830دل بیرخ تو صورت جان را نمیشناسد
6 couplets
غزل شمارهٔ 831زین پیشتر چنین دلت از سنگ و رو نبود
9 couplets
غزل شمارهٔ 832عهدی که بود با منت، آن گوییا نبود
7 couplets
غزل شمارهٔ 833دی مست بوده ام که ز خویشم خبر نبود
9 couplets
غزل شمارهٔ 834یاری که بر جدایی اویم گمان نبود
8 couplets
غزل شمارهٔ 835دی زخم ناخنش به رخ چمن سمن چه بود؟
10 couplets
غزل شمارهٔ 836یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟
9 couplets
غزل شمارهٔ 837یارب که دوش غایب من خانه که بود؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 838آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 839اهل خرد که از همه عالم بریدهاند
9 couplets
غزل شمارهٔ 840یاران که زخم تیر بلایت چشیدهاند
8 couplets
غزل شمارهٔ 841رندان پاکباز که از خود بریدهاند
7 couplets
غزل شمارهٔ 842لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
7 couplets
غزل شمارهٔ 843اهل خرد که دل به جهان در نبستهاند
9 couplets
غزل شمارهٔ 844آن رهروان که گام به صدق و صفا زنند
8 couplets
غزل شمارهٔ 845دریاب کز فراق تو جانم به لب رسید
5 couplets
غزل شمارهٔ 846باز آن شکار دوست، ز ابرو کمان کشید
7 couplets
غزل شمارهٔ 847ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید
6 couplets
غزل شمارهٔ 848باد آمد و ز گمشدهٔ من خبر نداد
11 couplets
غزل شمارهٔ 849دل جز ترا به سینه درون جایگه نداد
5 couplets
غزل شمارهٔ 850دل بی رخ تو در گل و گلشن نه ایستاد
10 couplets

