غزل شمارهٔ 819
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
Rhyme: انمازکهباشد
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
11
در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
ترکی ست صید افگن، پنهانم از که باشد؟
22
هر روز اندرین شهر خلقی ز دل برآیند
گر دیگری نداند، من دانم از که باشد؟
33
دردم گذشت از حد، معلوم نیست تا خود
سامانم از که خیزد، درمانم از که باشد؟
44
درمان درمندان در هجر تو تو باشی
گر من به درد هجران درمانم از که باشد
55
هرگز بر محبان یکدم نمی نشینی
گر آتش محبت بنشانم، از که باشد؟
66
چون کرد طره تو غارت قرار خسرو
من بعد اگر صبوری نتوانم، از که باشد؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

