Toggle stanza 1
در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
1

در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد

ترکی ست صید افگن، پنهانم از که باشد؟

2

هر روز اندرین شهر خلقی ز دل برآیند

گر دیگری نداند، من دانم از که باشد؟

3

دردم گذشت از حد، معلوم نیست تا خود

سامانم از که خیزد، درمانم از که باشد؟

4

درمان درمندان در هجر تو تو باشی

گر من به درد هجران درمانم از که باشد

5

هرگز بر محبان یکدم نمی نشینی

گر آتش محبت بنشانم، از که باشد؟

6

چون کرد طره تو غارت قرار خسرو

من بعد اگر صبوری نتوانم، از که باشد؟

Sources

Persian text source: Ganjoor