غزل شمارهٔ 818
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد
وصف دهان شیرین می گویم و ندانم
در وصف او چه گویم کان مختصر نباشد
زلف ترا به هر سو باد افگند ازان رو
تا بار خسته دلها بر یک دگر نباشد
وصل تو بی رقیبان هرگز نشد میسر
بی خار و خس کسی را گل در نظر نباشد
بر آه دردمندان خود را سپر نسازی
کاین تیر پر بلا را سهم از سپر نباشد
بر آستان شاهی درویش بی نوا را
غیر از در گدایی راه دگر نباشد
با تو کجا رساند قاصد سلام خسرو؟
جایی که محرم آنجا باد سحر نباشد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد
طبع سلیم فضل است ارث پدر نباشد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1187
مکتوب شوق هرگز بینامهبر نباشد
ما و ز خویش رفتن قاصد اگر نباشد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1188
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
SaadiDivan-e Ashʿarملحقات و مفرداتشمارهٔ 9
با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 198
ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد
مردود دوستانیم از ما بتر نباشد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 185
Sources
Persian text source: Ganjoor

