غزل شمارهٔ 818

Toggle stanza 1
ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
1

ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد

بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد

2

وصف دهان شیرین می گویم و ندانم

در وصف او چه گویم کان مختصر نباشد

3

زلف ترا به هر سو باد افگند ازان رو

تا بار خسته دلها بر یک دگر نباشد

4

وصل تو بی رقیبان هرگز نشد میسر

بی خار و خس کسی را گل در نظر نباشد

5

بر آه دردمندان خود را سپر نسازی

کاین تیر پر بلا را سهم از سپر نباشد

6

بر آستان شاهی درویش بی نوا را

غیر از در گدایی راه دگر نباشد

7

با تو کجا رساند قاصد سلام خسرو؟

جایی که محرم آنجا باد سحر نباشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 818 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood