غزل شمارهٔ 185
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد
ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد
مردود دوستانیم از ما بتر نباشد
از لب برون نیاید آواز عشقبازان
پرواز مرغ بسمل جز زیر پر نباشد
تاراج دیدگانند آوارگان معشوق
راهی نمی برد عشق کانجا خطر نباشد
صد در اگر گشایند بر جلوه گاه دیدار
آن را که چشم بستند راهش به در نباشد
اول نشان مردی اخفای کار خوبست
بهتر ازین که گفتم دیگر هنر نباشد
فیروزی ضعیفان در عجز و انکسارست
تا نشکند صف ما ما را طفر نباشد
از تیغ کی هراسم، دیدار مزد قتل است
خونی که عشق ریزد هرگز هدر نباشد
تا دل به جای خویش است دارد عنان دیده
عاشق که شد پریشان صاحب نظر نباشد
در گوشه نقابت سیر گل است و نسرین
زین خوبتر نظر را هرگز سفر نباشد
هرجا رود مسافر حرف تو ارمغانست
یک خانه نیست کز تو پر از شکر نباشد
قاصد که می فرستی، رطل گرانش درده
کز ما خبر نیابد، تا بی خبر نباشد
از شاخ لهو برگی حاصل نشد «نظیری »
لب تشنه باد کشتی کز گریه تر نباشد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 818
رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد
طبع سلیم فضل است ارث پدر نباشد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1187
مکتوب شوق هرگز بینامهبر نباشد
ما و ز خویش رفتن قاصد اگر نباشد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1188
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
SaadiDivan-e Ashʿarملحقات و مفرداتشمارهٔ 9
با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 198
Sources
Persian text source: Ganjoor

