Toggle stanza 1
باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
1

باز گرفتار شد دل که درین سینه بود

تازه شد اندر دل آن رخنه که دیرینه بود

2

دی که همی دید روی، آینه از صورتش

اصل درون دلم نسخه در آیینه بود

3

دیدمی امروز باز تا بزیم بینمش

زنده امروز خود زنده پارینه بود

4

مفلس دین و صلاح می روم از دهر، ازانک

دزد به تاراج برد، هر چه به گنجینه بود

5

شب که به خنده زدی بر جگر من نمک

قابل مرهم نماند داغ که بر سینه بود

6

دولت خسرو، که عشق در پی جانش نشست

گوهر افزون بلا نرخ بلورینه بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 803 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood