Toggle stanza 1
اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند
1

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند

داند خرد که از چه به کنج آرمیده‌اند

2

دانندگان که وقت جهان خوش بدیده‌اند

خوش وقتشان که گوشه عزلت گزیده‌اند

3

محرم درون پرده مقصود نیستند

جز عاشقان که پرده عصمت دریده‌اند

4

برتر جهان به جاده همت که کاهلند

آن بختیان که سدره و طوبی چریده‌اند

5

در بیضه پر مرغ بروید، برون تر آی

کت پر دهد، کزان به بلندی پریده‌اند

6

جان نیز هست با دگران این گروه را

کز بهر عزم عالم وحدت پریده‌اند

7

نارفته ره، رونده به جایی نمی‌رسد

ناچار رفته‌اند ره، آنگه رسیده‌اند

8

وان جان کنان که در غم مال است جانشان

جان داده‌اند و پاره‌خاکی خریده‌اند

9

خسرو، مگوی بد که درین گنبد از صدا

خلق آنچه گفته‌اند، همان را شنیده‌اند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor