Toggle stanza 1
رندان پاکباز که از خود بریده‌اند
1

رندان پاکباز که از خود بریده‌اند

در هرچه هست حسن دلارام دیده‌اند

2

خودبین نیند، زان همه چون چشم مرده‌اند

روشندلند، از آن همه چون نور دیده‌اند

3

چون رهروان ز منزل هستی گذشته‌اند

بی‌خویش رفته‌اند و به مقصد رسیده‌اند

4

آزاد گشته‌اند به کلی ز هردو کون

وز جان و دل غلامی جانان خریده‌اند

5

با غم نشسته‌اند وز شادی گذشته‌اند

از تن رمیده‌اند و به جان آرمیده‌اند

6

از گفتگوی نیک و بد خلق رسته‌اند

تا مرحبایی از لب دلبر شنیده‌اند

7

خسرو، چه گویی از خم ساقی، من کزان

جام از شراب ساقی وحدت کشیده‌اند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor