Toggle stanza 1
لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
1

لعل شکروشت که به جلاب شسته اند

گویی پیاله را به می ناب شسته اند

2

در چشم ما ز خون جگر خواب بسته شد

زان رو که وقت خاستن از خواب شسته اند

3

هر گه که خوی همی کند آن عارض چو ماه

خورشید گوییا که به هفت آب شسته اند

4

بشکسته اند توبه به عهد تو آن کسان

کز آب دیده منبر و محراب شسته اند

5

دست از تو می نشویم و از غم تمام خلق

دست از من شکسته بی تاب شسته اند

6

از تشنگی بسوختم، ای دیده، شربتی

آخر از آن دو لب که به جلاب شسته اند

7

خسرو، کسان که غمزه زنان را دهند پند

از خون میش دشنه قصاب شسته اند

Sources

Persian text source: Ganjoor