Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 901مرا به صبح ازل جز رخت دلیل نبود
9 couplets
غزل شمارهٔ 902نماز شام که آن مه مرا جمال نمود
9 couplets
غزل شمارهٔ 903گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 904مهی بر آمد و از ماه من خبر نرسید
8 couplets
غزل شمارهٔ 905چمن ز سبزه خطی بر رخ جمیل کشید
11 couplets
غزل شمارهٔ 906مبصران که مزاج جهان شناخته اند
9 couplets
غزل شمارهٔ 907به دیده و دل من دوست خانه میطلبد
8 couplets
غزل شمارهٔ 908اگر ز حال من آن شوخ را خبر باشد
8 couplets
غزل شمارهٔ 909در آن هجوم که یار تو پادشا باشد
9 couplets
غزل شمارهٔ 910کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
5 couplets
غزل شمارهٔ 911چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟
9 couplets
غزل شمارهٔ 912ز خانه دوش که آن غمزه زن برون آمد
7 couplets
غزل شمارهٔ 913فغان که جان من از عاشقی به جان آمد
9 couplets
غزل شمارهٔ 914گل رسید و هرکسی سوی گلستان میرود
9 couplets
غزل شمارهٔ 915دل مرا چو ز روی تو یاد می آید
5 couplets
غزل شمارهٔ 916بیا نظاره کن، ای دل که یار میآید
9 couplets
غزل شمارهٔ 917بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 918لبالب آر قدح کز گلو فرود آید
9 couplets
غزل شمارهٔ 919کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
7 couplets
غزل شمارهٔ 920کسی که بهر تو جان باختن هوس دارد
9 couplets
غزل شمارهٔ 921کسی که یار وفادار و مهربان دارد
9 couplets
غزل شمارهٔ 922بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد
5 couplets
غزل شمارهٔ 923صبا نسیمی از آن آشنا نمی آرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 924نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد
6 couplets
غزل شمارهٔ 925سپیده دم که جهانی ز خواب برخیزد
9 couplets
غزل شمارهٔ 926غمم بکشت به کار جهان که پردازد
7 couplets
غزل شمارهٔ 927جهان چه بینم، چون دیدنی نمیارزد
7 couplets
غزل شمارهٔ 928به راه عشق سلامت چگونه در گنجد؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 929خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
8 couplets
غزل شمارهٔ 930سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
10 couplets
غزل شمارهٔ 931چو نقش چشم توام در دل حزین گردد
9 couplets
غزل شمارهٔ 932دلی که نرگس مستش به ناز بستاند
10 couplets
غزل شمارهٔ 933اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
7 couplets
غزل شمارهٔ 934نسیم زلف تو دل را درون بجنباند
7 couplets
غزل شمارهٔ 935اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
7 couplets
غزل شمارهٔ 936کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
7 couplets
غزل شمارهٔ 937وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
9 couplets
غزل شمارهٔ 938کدام شب که ترا در کنار خواهم کرد؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 939نه بخت آنکه به موی تو راه خواهم کرد
9 couplets
غزل شمارهٔ 940اگر چه با تو حدیث جفا بخواهم کرد
9 couplets
غزل شمارهٔ 941مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 942شب اوفتاد و غمم باز کار خواهد کرد
10 couplets
غزل شمارهٔ 943منم که تا زیم از عشق مست خواهم بود
11 couplets
غزل شمارهٔ 944نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
9 couplets
غزل شمارهٔ 945صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
8 couplets
غزل شمارهٔ 946خطاب طلعت تو نامه زمین کردند
9 couplets
غزل شمارهٔ 947چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
10 couplets
غزل شمارهٔ 948جماعتی که ز همصحبتان جدا باشند
7 couplets
غزل شمارهٔ 949نه با تو نسبت سرو چمن شود پیوند
7 couplets
غزل شمارهٔ 950جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
11 couplets

