غزل شمارهٔ 948
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1جماعتی که ز همصحبتان جدا باشند
11
جماعتی که ز همصحبتان جدا باشند
چگونه با خرد و صبر آشنا باشند
22
هلاکت من بیچاره از کسانی پرس
که چندگه ز عزیزان خود جدا باشند
33
ز بنده پرسی کاخر کجا همی باشی؟
ز خان و مان بدرافتادگان کجا باشند؟
44
به شهر چون تو حریفی بلای توبه خلق
عجب ز زاهد و صوفی که پارسا باشند
55
شراب صاف و سلامت ز بهر بیخبری ست
ولیک با خبران تشنه بلا باشند
66
دلا، ز کرده خود سوختی، نمی گفتی
که خوبرویان البته بیوفا باشند
77
بلای عشق بکش، خسروا، چو آن مرغان
که بند چنگل شاهین پادشا باشند
Sources
Persian text source: Ganjoor

