غزل شمارهٔ 905

Toggle stanza 1
چمن ز سبزه خطی بر رخ جمیل کشید
1

چمن ز سبزه خطی بر رخ جمیل کشید

به باغ سرو روان قامت طویل کشید

2

به رنگ و بوی بیاراست گلستان خود را

به گوشه های گلستان بنفشه نیل کشید

3

بتان آزری از بتکده برون جستند

چو لاله زار به دشت آتش خلیل کشید

4

بهار در ره آیندگان باغ نگر

که فرش دیده نرگس به چند میل کشید

5

سرودگویان بلبل به جام لاله شتافت

گهی خفیف گرفت و گهی ثقیل کشید

6

بهشت شد چمن و خوش کسی که با خوبان

در آن بهشت شرابی چو سلسبیل کشید

7

به می سبیل کنم خون خود که خوبان را

به سوی خویش توانم بدین سبیل کشید

8

نهاد نرگس بیمار چون به بالین سر

حباب از آب روان شیشه دلیل کشید

9

دوید خوی ز بناگوش پیل مست سحاب

شب از هلال کژک بر سرای پیل کشید

10

دوال داد میی کز رکاب اهل کرم

دوال بستد و در گردن بخیل کشید

11

برون خرام کنون، خسروا، اگر خواهی

قدح به روی خود و صورت جمیل کشید

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor