غزل شمارهٔ 919
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
ز آتش دل پروانه کی خبر دارد
ز مرهمش نشود سود دردمندی را
که زخم کاری تیغ تو بر جگر دارد
ز بیقراری زلفت قرار یافت دلم
به زیر سایه او زان سبب مقر دارد
فضیلتی که جمال تراست بر خورشید
فضیلتی ست که خورشید بر قمر دارد
چه طوطی است خط سبزت، ای پریچهره؟
که تکیه بر گل و منقار بر شکر دارد
ز سوز عشق توام آتشی ست در سینه
که اشک دیده چون ناردان شرر دارد
ز آتش دل آشفتگان حذر می کن
که دود خاطر خسرو بسی اثر دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
فشار لب بهم آوردن این اثر دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 984
کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
محقَق است که او حاصل بصر دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 116
کس این کند که دل از یار خویش بردارد؟
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 168
که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
که ریشه از صف مژگان به هر جگر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3725
غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3726
چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد
که هر حباب در او عالم دگر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3727
Sources
Persian text source: Ganjoor

