غزل شمارهٔ 3726
Poet: Saib
Toggle stanza 1غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟
اثر مجو ز دعا تا دلت درست بود
که در شکستگی این بیضه بال و پر دارد
پسر تلاش یتیمی کند ز حسن غریب
صدف چه آبله ها در دل از گهر دارد
کسی ز قید جهان همچو سرو آزادست
که با هزار گره دست بر کمر دارد
به شیشه باده پر زور کار سنگ دارد
ز بیقراری من آسمان خطر دارد
چنان که از سگ خاموش راهرو ترسد
ز آرمیدگی نفس، دل حذر دارد
چو نیست قسمت صائب حدیث تلخی ازو
چه سود ازین که لبت تنگها شکر دارد؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
ز آتش دل پروانه کی خبر دارد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 919
ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد
فشار لب بهم آوردن این اثر دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 984
کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
محقَق است که او حاصل بصر دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 116
کس این کند که دل از یار خویش بردارد؟
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 168
که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
که ریشه از صف مژگان به هر جگر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3725
چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد
که هر حباب در او عالم دگر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3727
Sources
Persian text source: Ganjoor

