Toggle stanza 1
صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
1

صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد

نسیم آن به تن رفته باز جان آورد

2

هزار جان سزد از مژده، گربه باد دهند

که نزد دلشدگان بوی دلستان آورد

3

خبر ز چین سر زلف مشکبوی تو داد

صبا چو از دل گم گشته ام نشان آورد

4

اگر نه جان عزیزی، چرا دمی بی تو؟

به کام دل نفسی برنمی توان آورد

5

دلم ز لطف تو رمزی به گوش تو می گفت

ز شوق اشک چم آب در دهان آورد

6

هزار بوسه لبم زد ز شوق بر دهنم

ازان که نام دهان تو بر دهان آورد

7

به شست هجر تو بر جان بیقرارم زد

هر آن خدنگ که ایام در کمان آورد

8

کسی به قربت تو دست یافت چون خسرو

که روی سوی تو و پشت بر جهان آورد

Sources

Persian text source: Ganjoor