غزل شمارهٔ 935

Toggle stanza 1
اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
1

اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند

وگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟

2

به دست تست دلم حال او تو می دانی

که حال آتش سوزنده شمع می داند

3

برفت آنکه بلای دل است و افت جان

مگر خدای تعالی بلا بگرداند

4

چه اوفتاد که آن سرو راستین برخاست؟

خیر برید به دهقان که سرو بنشاند

5

چراغ مجلس روحانیان فرو میرد

گر او به جلوه شبی آستین برافشاند

6

تحیتی که فرستاده شد بدان حضرت

گر این مقوله نخواند، درو فرو ماند

7

سرشک دیده خسرو چنین که می بینم

اگر به کوه رسد، کوه را بغلتاند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor